برای اینکه ضمانت حقوقی مدنی زوجه با ضمان مالی ادغام شود، مهریه جزء معامله حقوقی محسوب می شد که زوجه در زمان عقد دریافت می کند نفقه واجب، مهریه، حقوق زایمان، ارث، و مانند آن ارکان اصلی آن معامله را تشکیل می دهد.

 پس مهریه ضامن مالی است که اسلام به نفع زن و نفقه او در صورت استواری یا عدم نکاح وضع کرده است. از حقوق زوجه، نصّاً و اتفاقاً، به خاطر فرموده ی حق تعالی: (انفاق زنان را زنبور عسل می کنند…) از حقوق زوجه محسوب می شود، ولی شرط صحت آن نیست.

عقد ازدواج است و از ارکان آن محسوب نمی شود. بر سه قسم است: جهیزیه اسمی، مهریه متشابه و تفویض.

مهریه ای که دو زوج بر آن توافق کرده اند و در متن عقد نام برده اند، (جهیزیه نام برده) است که حد اقل و حداکثر آن برای نص فاخر: (و اگر بخواهید شوهر را جایگزین شوهر کنید). و به یکی از آنها قنطار نکاح می دهی، پس از ائمه اطهار مکن پس از آنها سرپیچی نکن.(علیه السلام): (جهیزیه هر چیزی است که مردم بر آن توافق کنند، خواه زیاد باشد). یا کوچک) شرع مستحب است که از مهریه سالیانه که پانصد درهم نقره است بیشتر نشود.

در مهریه شرط شده است که حلال باشد و از نظر عرف و شرع از روی پول باشد، بنابراین نام بردن از آنچه که برای تصرف صحیح نیست، مانند شراب و مانند آن صحیح نیست. اگر چیزی برای او نامیده شود که قابل تملک نباشد، معلوم است که مهر باطل و عقد صحیح است و مهر همان با کمال برای او ثابت می شود. بلكه «هرگاه مسلماني صحيح باشد كه آن را مال غير منقول يا حيوان يا انسان به جهت منشأ و روايات معتبر مبسوط در تعيين مهريه بر حسب آنچه توافق كرده اند صحيح باشد. ” . اصل اساسی این است که عقد نکاح به عنوان غرامت نیست که در آن نیاز به علم باشد که منجر به فریب شود.

بیشتر: 5 روش برتر تقسیم دارایی ها در طلاق که ممکن است شما را شگفت زده کند

و «هر چیزی که به عنوان ثمن در بیع یا اجرت در اجاره جایز است، مانند پول، دین، شرط، معوق، کم و زیاد، منافع آزاد و عبد و دیگران، ممکن است مهریه باشد. درقطنی به سند خود روایت کرده است که گفت: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ایام مرا ازدواج کن و کراوات را درست کن، گفته شد: ای رسول خدا، کراوات چیست؟ گفت: آنچه مردم به آن راضی هستند، هر چند چوبی باشد که تو را ببیند. آن را گرجانی روایت کرده است. این را مالک و شافعی گفتند و ابوحنیفه گفت: مصلحت آزاد مرد مهریه نیست، زیرا مالی نیست، ولی خدای متعال فرمود: (اگر با مال خود طلب کنید). 

قول خدای سبحان را داریم: (می خواهم یکی از این دو دختر را به عقد تو درآورم به شرطی که مرا اجیر هشت حجّت کنی) و حدیثی که ذکر کردیم، و چون منفعتی است که ممکن است در آن جبران شود. اجاره، پس مانند منفعت عبد، مهریه پذیرفته می شود و می گویند: پول نیست، حرام است، زیرا جبران آن جایز است و اگر نباشد با آن، پول را ساختم. پول در این، همان با ازدواج».

و اگر متعاهد از ذکر مهریه کوتاهی کند و عدم آن را شرط نکرده باشد، «مهر» بر زن با کمال ثابت می‌شود. مهر المثل آن چیزی است که مردم از مهریه زنان مطلع شده اند، چنانکه در پاسخ امام جعفر بن محمد (علیه السلام) آمده است، در مورد مردی که با زنی ازدواج کرده و اجباری نکرده است. مهریه بر او، سپس عقد را با او انجام داد؟ فرمود: مهریه زنانش و «آنچه در مهریه مَثَل به حساب می آید، احوال زن در آبرو و جمال، عادت زنانش، سن، باکرگی، عقل، چپ، عفت، ادب و متضاد آنهاست. به طور کلی، چه تفاوتی بین هدف و میل به وضوح وجود دارد».

و اگر قبل از صیغه او را طلاق دهد و در صورت عدم ذکر مهر در عقد، مهریه ندارد چون در عقد قید نشده است، ولی هدیه ای دارد که مرد به زن می دهد. به تناسب وضع مالی او، آنها را لمس کن، یا سهمی بر آنها تحمیل کن، و بر حسب آنچه که وسعت یافته و سرنوشتش معین شده است، لذت ببر و از آنچه معلوم است، به راستی لذت ببر. این متن شریف در بیان حدیثی از امام جعفر بن محمد (علیه السلام) می فرماید: (اگر مردی زن خود را قبل از صیغه طلاق دهد، نصف مهریه اوست).

و فقها اتفاق نظر داشتند که اگر او را به کتاب خدا و سنت پیامبرش عقد کند و او را مهریه نگذارد، مستحق مهریه مشابه نیست، بلکه مهریه او را خواهد داشت. سنّت به روایتی که از امام (علیه السلام) نقل شده است، هنگامی که از مردی در مورد ازدواج با زنی سؤال شد و حضرت او را مهریه نگفتند و این جمله این بود: من با تو ازدواج می کنم. کتاب خدا و سنت پیغمبرش (ص) و از طرف او فوت کرد یا خواست به او ادب کند، پس مهریه او چیست؟ فرمود: (جهیزیه سال) 

مهر المثل در مواردی ثابت می شود از جمله: اولاً: اگر عقد به یکی از جهات نهی مفسده محرز شود و در ضمن عقد برای او مهری ذکر نشده باشد. ثانیاً: اگر عقد بر چیزی باشد که شرعاً مالک آن نیست. ثالثاً: اگر زنی را مجبور به زنا کند، همان طور که در کتاب (انحرافات اجتماعی و روش‌های درمان در اسلام) شرح دادیم، برای او مهریه معین می‌شود و غاصب کشته می‌شود.

در مورد مهریه تفویض به دو قسمت تقسیم می شود: اولی تفویض جهیزیه که عبارت است از انعقاد عقد و اختیار تخصیص جهیزیه به زن یا شوهر. دوم : تفویض مبیع که عقد را بدون ذکر مهریه ببندد و او مهریه عین آن را با استعمال دارد.

در تفویض مهر، اگر قرار به شوهر واگذار شود، زن بدون توجه به میزان مهر، حق دارد حکم او را بپذیرد و اگر قرار برای او باشد، نباید از مهریه سال تجاوز کند. چگونه حکم خود را بر او جاری نکرد و آیا حکم او را بر او جاری کرد؟ امام علیه السلام فرمود: «چون او بر او حکومت کرد، پس از آنچه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مقرر کرده بود فراتر نرفت و با زنانش ازدواج کرد، حکمش اندک است یا زیاد» 

و اگر زوجه شرط کند که شوهرش علاوه بر مهریه، چیز اضافی به پدرش بدهد و او به شرط راضی باشد، باید آن را وفا کند، زیرا مؤمنان مقید به شروط خود هستند، مگر اینکه برایشان جایز باشد. حرام، یا حرام از حلال. این شرط نه منافاتی با مقتضای عقد دارد و نه با نصوص قانونی. اما اگر مقدار مهریه را معین کند و سپس مقدار دیگری را به پدرش اختصاص دهد، مهریه صحیح است و آنچه پدرش نامیده است ساقط می‌شود، «بدون اختلاف، بلکه بر اساس توافق متمکن بر آن، و اساس این درست است و به سند امام رضا (علیه السلام) تصدیق شده است.

ایندکسر