کارا هافمن در حال نوشتن کتاب برای نسل جدید فعالان آب و هوایی است


کارا هافمن گزارشگر جوانی در سال 1994 بود ، هنگامی که انفجار را در یک کارخانه شیمیایی در بوفالو ، نیویورک پوشش داد. او یک قطعه سمی را به یاد می آورد که چمنزارهای اطراف را با رنگ سفید پوشانده بود. باغها خشک شده اند. حیوانات خانگی در حال مرگ بودند و ماهی های قرمز بدون پنجره های باز در کاسه ها بی روح شنا می کردند. بدون برنامه تخلیه ، افراد در این محله به زندگی خود ادامه دادند و بقایای سمی اتومبیل های خود را پاک کردند.

هافمن می دانست که بوفالو یک شهر صنعتی است ، اما از این که صنعت چقدر قدرت دارد شوکه شد و اینکه او از این قدرت برای نابودی زندگی مردم استفاده کرد. طبق گفته هافمن ، صنایع شیمیایی سعی کرده است خوشه های سرطان را منحرف کرده و ادعاهای زیست محیطی را پنهان کند ، حتی با بیماری افراد ، سقط جنین می شوند و اعضای خانواده خود را به دلیل بیماری از دست می دهند. پس از انفجار ، همسایگان با هم متحد شدند و یک شبکه هشدار دهنده جامعه را تشکیل دادند. وی در تأمل نوشت: “این موارد تا حد زیادی برای افرادی كه در محله های فقیرنشین و سیاهپوست زندگی می كردند اتفاق افتاد – جاهایی كه شکستهای اخلاقی مرگبار کارخانه شیمیایی بدون توجه باقی می ماند.”

هافمن سالها قبل از مراجعه به داستان نویسی حرفه ای در اواخر دهه 2000 به تحقیق درباره این نوع جرایم زیست محیطی پرداخت. امروز او کتاب های کودکانه می نویسد. اما به تعبیری ، او هنوز هم همان داستان ها را می نویسد – آنها فقط بسیار بازیگوش و امیدوار کننده هستند.

آخرین کتاب او ، تصنیف حمام مارشیلد، آواز ستاره ها ، نواختن قورباغه پیانو به نام Tubs. ساکنان آن در باتلاق ، چه قورباغه و چه پرنده ، ناگهان تحت تأثیر یک بیماری مرموز قرار می گیرند. (نه ، این COVID-19 نیست.) حمام ها برای یافتن منبع بیماری ماجراجویی می کنند: تمام زباله های صنعتی از یک کارخانه نزدیک به باتلاق می ریزند.

هافمن گفت: “تمام كارهای من به این ترتیب یا به طور كلی به كلاس و محیط مربوط می شود و قطعاً به كتاب هایی برای فرزندانم مربوط می شود.”

او برای تمام سنین ، از کتابهایی برای بزرگسالان گرفته تا رمانهای بزرگسالان برنده جایزه خود ، مانند کتابها ، نویسندگی کرده است خیلی زیاد (2011). او اولین کتاب کودک خود را منتشر کرد ، برنارد پپرلین، سال گذشته

من می خواستم در مورد گزارش های گذشته هافمن و چگونگی اطلاع او از کار امروز او به عنوان نویسنده کودک ، اطلاعاتی کسب کنم. بنابراین من به او ، یک روزنامه نگار سابق محیط زیست ، زنگ زدم تا نظرات او را درباره چگونگی نوشتن درباره کودکان هنگامی که نگران آینده هستید ، بدانم. گفتگوی ما برای شفافیت کوتاه و ویرایش شده است.

سوال: شغل قبلی شما به عنوان خبرنگار محیط زیست بسیار شدید به نظر می رسد. این من را به یاد تصویر دراماتیک کاری می اندازد که از تماشای فیلم هایی مانند آن به دست آوردم ارین بروکوویچ. فکر کردن در مورد کاری که من به عنوان یک روزنامه نگار انجام می دهم – به عنوان مثال ، من فقط اینجا در خانه و در رایانه خود نشسته ام. آیا این خنده دار است؟

آ. من فکر می کنم این به این دلیل است که مردم در حال حاضر با مشکلات بسیار بزرگتری دست و پنجه نرم می کنند. افراد جوانی که روی این موارد کار می کنند واقعاً روی آب و هوا تمرکز کرده اند ، نه؟ همانطور که همه باید باشند ، زیرا این آخرین بحران وجودی زمان ما است.

گزارش های زیست محیطی که من تهیه کردم مربوط به جوامع خاص ، آلاینده های خاص ، مکان های مختلف کمربند زنگ زده و شمال آپالاشیا بود. مکانهایی وجود دارد که زباله های حاصل از پروژه منهتن وجود دارد ، به عنوان مثال در زیر پارک تریلر دفن شده است. آپالاشیای شمالی محل دفن زباله برای انواع زباله های صنعتی است.

بعد من یک مقدار زیادی در کشاورزی صنعتی کار کرده است. در حقیقت ، فکر کردن – که من فقط می توانم آن را عمیق هرزگی – بعضی از تصمیمات شرکتی که مردم گرفته اند ، تکان دهنده است. به عنوان مثال ، من داستانی را بیان کردم که در آن کود برای پرواز از فاضلاب صنعتی تولید می شود. بنابراین بسیار سمی بود و در مناطق عظیم در مناطق روستایی پخش می شد. و البته ، مردم بسیار بسیار بیمار هستند. به عنوان چیزی به نام Enviro Green به بازار عرضه می شود.

سوال: پس چگونه نوشتن کتاب کودک را شروع کردید؟

آ. من واقعاً عاشق نوشتن درباره کودکان هستم و دوست داشتم کاری انجام دهم که چندان سخت نبود. ایده نوشتن در مورد موش های صحبت کننده خارق العاده بود. و غیره برنارد پپرلینمن یک شبکه زیرزمینی انقلابی از راسو های جنگی ایجاد کردم که از اوهایو به منهتن نقل مکان کردند و سعی کردند زمان را متوقف کنند. این کتاب واقعاً پوچ است.

وقتی به كتابهای كودكانی كه واقعاً دوستشان داشتم ، از ای بی وایت و رولد دال می اندیشم ، شادی بخش بزرگی از پیام اصلی بود. ما باید بهترین فرصت را برای مقابله با این موارد و مبارزه با آنها به کودکان بدهیم. و بزرگترین جنبه این اجازه دادن به آنها احساس آزادی و شادی است. فکر می کنم به همین دلیل به نوشتن کودکان روی آوردم.

سوال: کودکانی که کتاب های شما را می خوانند با بزرگسالی بسیاری از عناصر فاجعه بار تغییر اقلیم را مشاهده خواهند کرد. این چگونه نحوه نوشتن شما درباره آنها را تغییر می دهد؟

آ. اوه ، بله ، کاملا پیام در تصنیف حمام مارشیلد این است که برای چرخاندن اوضاع به اقدامات مستقیم مداوم نیاز داریم. ما واقعاً نمی توانیم از یک موفقیت هیجان زده شویم – باید درک کنیم که باید همیشه هیجان زده شویم ، با هم کار کنیم و دولت و صنعت را همیشه مسئول بدانیم. به نظر می رسد واقعا خشک است ، و آن را اینگونه توضیح می دهید. وقتی قورباغه ها به یک کارخانه حمله می کنند بهتر عمل می کند.

اینها کودکانی هستند که با این بحران کنار می آیند. من یک پسر دارم که بزرگ شده و دو فرزندخوانده دارم که نوجوان هستند. بنابراین فشار برای وانی مارشفیلد من در حال صحبت با پسر برادر جوانم در مورد ششمین انقراض جمعی بودم. بسیار وحشتناک است که با بچه ها در مورد این موارد صحبت کنید و سعی کنید آنها را برای این کار آماده کنید. این چیزی است که والدین و پدربزرگ و مادربزرگ ها همیشه با آن سر و کار دارند.

و شما نمی خواهید کتابی داشته باشید که برای بچه ها ترسناک باشد. شما می خواهید کتابی داشته باشید که باعث شود آنها احساس آزادی و قدرت کنند و روحیه و هوش شخصی آنها منجر به اتفاق خوبی شود. آنها پایدار هستند. مطمئناً وقتی صحبت از محیط زیست می شود هرگز به جایی که باید باشیم برنخواهیم گشت. اما من فکر می کنم برای همه ما که در رسانه ها کار می کنیم بسیار مهم است که عمق بحران را بفهمیم و اینکه چگونه می توانیم این موارد را به کودکان منتقل کنیم تا آنها در زندگی خود انقلابی باشند.

سوال: من می خواهم بیشتر در مورد کتاب جدید شما صحبت کنم ، وانی مارشفیلدزیرا این یک نمونه بارز از تاریخ عدالت محیطی است ، اما برای کودکان. آنجا مردمان مرداب نگاه می کنند کفاره دادن فداکاری ها، و سپس با موسیقی و راه هایی برای یافتن شادی در زمان های دشوارو سپس جامعه باتلاق در واقع بحث می کند عقب نشینی مدیریت شده و تصمیم می گیرد به صنعت ضربه بزند. آیا شما عمداً همه این موارد را وارد کرده اید یا ناخودآگاه هنگام نوشتن آن ظاهر شده است؟

آ. نه ، نه ، همه آنها عمدی هستند. پیام برای کمک متقابل ، همبستگی و تاکتیک ها است. این تنوع تاکتیک ها چیزی است که یادگیری آن برای افراد بسیار مهم است. من فکر می کنم این اساس کاری است که من در اینجا انجام می دادم این است: ما از هنر استفاده می کنیم ، از علم استفاده می کنیم و سپس همه از ذهن فردی خود استفاده می کنند و همه نیز همکاری می کنند. این در مورد توانایی کار با افرادی است که واقعاً با آنها موافق نیستیم. نیازی نیست که یکدیگر را دوست داشته باشیم و در مورد همه چیز توافق نکنیم – اما باید درک کنیم که همه ما در اینجا زندگی می کنیم و می توانیم به یکدیگر کمک کنیم.

سوال: به چه جواب هایی رسیده اید؟ وانی مارشفیلد از بچه ها؟

آ. اولین نامه هواداری خود را دریافت کردم که واقعاً هیجان انگیز بود. من مردم را وادار کردم که تصاویر فرزندان خود را برای خواندن با هیجان ارسال کنند. من عاشق نوشتن برای کودکان هستم زیرا آنها بلافاصله عکس العمل احساسی نسبت به کتاب نشان می دهند. می دانید ، آنها والدین خود را آزار می دهند تا یک فصل دیگر بخوانند و آن را ترک نکنند. پاسخ بچه ها فکر می کنم این باعث خوشبختی من از همه چیز می شود.

که در برنارد پپرلینمن یک دسته آهنگ نوشتم که با آن مطابقت داشت. و بعضی از بچه ها برای خواندن آمدند و باید 6 یا 7 ساله بودند و او برای حفظ همه آوازها و رقص ها از خوراک خود بیرون بود. او فقط روی کاناپه می پرد و تمام روز این آوازها را می خواند. و برای من ، این بهترین چیزی است که می تواند اتفاق بیفتد. هرگز از بزرگسالان چنین پاسخی نخواهید گرفت.




منبع: nama-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*