در تفسیر مجمع البیان و المیزان از گونه کارایی یوسف مقابل السلام اینگونه یاد می شود:وقتی قحط سالی شروع شد؛حضرت یوسف در سال اوّل،گندم را کلیدی طلا و نقره،در سال دوم،گندم را در مقابل جواهر و زیورآلات،در سال سوم،گندم را مهم چهارپایان،در سال چهارم،گندم را در علیه برده ها،در سال پنجم،گندم را حیاتی منزل ها،در سال ششم،گندم را کلیدی مزارع و در سال هفتم،گندم را حساس برده گرفتن خویش مردم معامله نمود.وقتی سال هفتم به انتها رسید،به سلطان مصر گفت:همه ی مردمان و سرمایه هایشان در اختیار من است،ولی خداوند را شاهد می گیرم و تو نیز گواه باش،که تمامی ی مردمان را آزاد و همگی ی اموال آنها را برمی گردانم و کاخ و تخت و خاتم(مهر وانگشتر)ترا نیز پس می دهم.حکومت به جهت من وسیله ی نجات مردم بود،نه چیز دیگر،تو اساسی آن ها به عدالت اخلاق و رفتار کن. بهگفته مسعودی، حضرت یوسف در مقابل السلام ۱۲۰ سال زندگی کرد. علی بن یقطین نیز به پیشنهاد امام کاظم علیه السلام در دستگاه بنی عباس وزیر بود.وجود اینگونه مردان آفریدگار می تواند پناهگاه مظلومان باشد.امام صادق درمقابل السلام فرمود:«کفّاره فعالیت السلطان، قضاء حوائج الاخوان»کفاره ی کار حکومتی،بر آوردن نیازمندی برادران شرعی است. امام راستگو مقابل السلام فرمودند:یوسف انسان حرّ و آزاده ای بود که حسادت برادران،اسارت در چاه،شهوت زنان،زندان،تهمت،ریاست و اقتدار در او اثر نگذاشت. یوسف درمقابل السلام زمانی از زندان آزاد می شود بر در زندان جملاتی یک‌سری می نویسد که سیمای زندان در آن جملات رسم شده است:«هذا قبور الاحیاء،بیت الاحزان، تجربه الاصدقاء و شماته الاعداء»یعنی؛زندان گورستان زندگان،خانه غمها،محل آزمودن عزیزان وشماتت دشمنان است. یوسف سه روز و سه شب در فی مابین چاه به سر برد تا این‌که کاروانی که از مداین به مصر می رفتند، برای از بین بردن خستگی و به کار گیری از آب، کنار به عبارتی چاهی که یوسف در آن بود آمدند. به جهت این‌که مبارزه پیش نیاید، او را در صندوقی از مرمر، در رود نیل دفن کردند. پاسخ: او از خواب فرمانروا مصر،احساس خطر و ضرر و زیان به جهت مردم کرد و خویش را به جهت خودداری از پیش آمدهای ناگوار اقتصادی،لایق می دانست،پس برای خودداری از ضرر،آمادگی خود را برای قبول چنین مسئولیّتی اعلام یوسف اسدی و همسرش کرد. فرمان روا مهم «لَدَیْنا» اعلام کرد که یوسف در حکومت ما رده دارااست نه صرفا در دل من،پس همه مسئولین می بایست از او اطاعت کنند. پادشاه زمانی پی به صداقت و امانت یوسف می برد و در او خیانتی نمی یابد،او را برای خویش برمی گزیند.اگر پروردگار از بنده کارشکنی نبیند چه خواهد کرد! 7-در جهان بینی الهی،هیچ کاری بدون پاداش نمی ماند. اقتدار داشتن و امین بودن در کنار نیز با ارزش است،زیرا چنانچه امین باشد ولی امکانات نداشته باشد،قدرت انجام کاری را ندارد واگر مکین باشد امّا امین نباشد،حیف و میل بیت المال می کند. بچه به اذن خداوند سخن کرد و گفت: « درصورتیکه تی شرت یوسف از جلو دریده شده است. سرانجام، برادران یوسف را از پدر قطع کردند و یعقوب نیز توصیه های ضروری را در نگهداری و نگهداری یوسف تکرار کرد و آن‌ها نیز اظهار اطاعت کردند. در اینجا بیشتر به تحلیل وب سایت همسر یوسف اسدی.

ایندکسر